نقد عقاید اشو

نقد عقاید اشو

در این وبلاگ قصد داریم به نقد افکار و تعالیم یکی از بزرگترین عرفان های نوظهور یعنی عرفان اشو بپردازیم.
نقد عقاید اشو

نقد عقاید اشو

در این وبلاگ قصد داریم به نقد افکار و تعالیم یکی از بزرگترین عرفان های نوظهور یعنی عرفان اشو بپردازیم.

گورو دزد

نتیجه تصویری برای اما روحانی نما های ادیان رنگارنگ از آن جهت به خدا علاقه مندند


 « اما روحانی نما ها ادیان رنگا رنگ از آن جهت به خدا علاقه مندند که نانشان در آن است و می خواهند کسب و کارشان را توسعه دهند. » ( اشو-آینده ی طلایی)

ببینید چه کسی دارد چنین حرفی می زند! گورویی که بیش از نور رویزلویس ، جواهراتی به ارزش یک میلیون دلار ، ساعت های طلا ، عینک های مارک دار و... و... داشت!

اما چگونه پیرمردی که در تمام عمرش کاری جز سخنرانی نداشت ، چنین ثروت هنگفتی را به دست آورده؟ ثروتی چنان عظیم که تنها برای ساختن شهر کوچک خود در ایالت اورگان آمریکا ، مبلغی نزدیک به سی میلیون دلار پول خرج کرد!

ساز و کار پول در آوردن اشو اینگونه بود: شخص بیچاره و بدبختی که زندگی اش از فشار خلاء های معنوی به مرز جنون کشیده شده ، با شنیدن سخنرانی ها و کاست های اشو درباره ی معنویات و عرفان جذب او می شود و به کمون او می رود ، بلکه به وسیله ی این مرشد افسانه ای بتواند دوایی برای درد های خود بیابد. مدتی در گروه اشو می ماند ، به سخنرانی هایش گوش می دهد ، با او دیدار می کند و این چنین بیشتر و بیشتر فریفته و شیفته ی جملات و کلمات زیبای اشو می شود و تصمیم می گیرد عضو گروه سانیاسین ها و پیروان اشو شود.

حال وقتی کار به اینجا می کشد ، برای ثبت نام رسمی ، وانگهی در می باد که باید سر کیسه را شل کند! باید پول خرج کند ، چرا؟ چون شهر پیروان اشو که سانیاسین های آن به گرد اشو در آمده اند یک کمون است ، یعنی همه ی مردم ثروتشان را یکی کرده و به صورت اشتراکی از ثروت خود بهره مند می شوند هیچ مالکیت شخصی ای وجود ندارد. این یکی از اساسی ترین عقاید اشو در جامعه ی مد نظر اوست ، پس اگر می خواهی به گروه اشو ملحق شوی باید با جامعه ی کمونی او نیز کنار بیایی و باید مانند بقیه ی سانیاسین ها تمام ثروت خود را به کمون اهدا کنی.

اما این پولها کجا می رفت و خرج چه می شد ، معلوم نبود! می گفتند این پولها برای کمون است ، اما نود ماشین گرانقیمت رویلزرویس هم در کمون وجود داشت که تنها اشو حق سوار شدن بر آنها را داشت و یا جواهراتی یک میلیون دلاری ای بود که فقط در اختیار اشو بودند و... همه چیز برای همه بود ولی وقتی این موضوع به اشو کشیده می شد ، همه چیز تغییر می کرد. اشو به شکلی آشکارا و مستقیم از ثروت کمون برای خود خرج می کرد و بر دارایی های شخصی اش ( که پول آنها در اصل پول بخت برگشته هایی بود که برای رهایی نزد او آمده بودند )  می افزود و کسی هم حق اعتراضی نداشت.

این چنین بود که دین « راجنیشیم » اشو به دستگاه پول سازی تبدیل شده بود که با سو استفاده ی از خلاء های معنوی جامعه ثروت هنگفتی را برای این گورو به ارمغان می آورد.

و حالا چنین شخصی دارد از کشیشان و روحانیونی انتقاد می کند که از دین در جهت منافع شخصی شان سو استفاده می کنند! ( که البته تمام روحانیون اینطور نیستند و تنها بخشی از آنها دست به چنین عمل شنیع و زشتی می زنند ) این درست به این می ماند که گرگی روباهی را به دلیل مرغ دزدی اش سرزنش و ندامت کند.

به راستی که گاه حکایت های تاریخ واقعا خنده دار می شود...

 

آدرس اینستاگرام ما: @osho-naghd 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد